در دنیای امروز، دیگر فقط تولید ناخالص داخلی معیار اندازهگیریِ رشد و توسعهٔ اقتصادی کشورها به شمار نمیرود. سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر از قدرتمندترین شاخصها برای به تصویر کشیدنِ سلامت و پویایی اکوسیستم نوآوریِ کشورهاست. در این مقالهٔ مکس به بررسی این معیار مهم میپردازیم، و اینکه چگونه بر آیندهٔ اقتصاد ما تأثیر میگذارد.
چرا سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر مهم است؟
سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر (VC per capita) مقدار سرمایهگذاری خطرپذیر انجامشده در یک منطقهٔ جغرافیایی (معمولاً یک کشور) را بر کل جمعیت آن منطقه تقسیم میکند.
این نسبت دیدگاهی منصفانه و نرمالیزهشده دربارهٔ فعالیتهای سرمایهگذاری خطرپذیر ارائه میدهد. با استفاده از این شاخص متوجه میشویم که هر شهروند بهطور متوسط چقدر سهم از نوآوریهای تأمین مالیشدهٔ محلی دریافت میکند.
اهمیت این معیار در توانایی آن برای مقایسهٔ اکوسیستمهای استارتاپی با اندازههای بسیار متفاوت نهفته است. ممکن است حجم کلیِ سرمایهگذاری خطرپذیر در کشور بزرگی مانند آمریکا بسیار بیشتر از سوئد یا دانمارک باشد، اما وقتی آن را به سرانه تقسیم میکنیم، نتایج کاملاً تغییر میکنند.
تحلیلگران و سیاستگذاران اقتصادی از این معیار برای شناسایی نقاط قوت و ضعفِ ساختاری در اکوسیستم نوآوری خود استفاده میکنند. مثلاً بالابودنِ سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر در منطقه نشاندهندهٔ وجود فرصتهای فراوان برای تجاریسازیِ ایدههای نوآورانه است.
این افزایش سرمایهگذاری مستقیماً به توسعهٔ فناوری، ایجاد شغلهایی با ارزش افزودهٔ بالا و افزایش رقابتپذیری اقتصاد ملّی منجر میشود. در واقع افزایش این شاخص، مسیر رشد پایدار را هموارتر مینماید.
سطح بالای سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر حاکی از وجود زیرساختهای حقوقی و مالی قوی است که اعتماد سرمایهگذاران جهانی را جلب کرده است.
چنین سرمایهگذاریهایی صرفاً پولی نیستند، بلکه انتقال دانش، تخصص و شبکههای جهانی را همراه میآورند. در نتیجه، این سرانه ارتباطی مستقیم با تولید ناخالص داخلی مبتنی بر دانش دارد.
سرانه سرمایهگذاری از چه زمانی مورد توجه قرار گرفت؟
سرمایهگذاری خطرپذیر (venture capital) بهشکل مدرنش، عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم و با ظهور شرکتهایی در سیلیکون ولیِ ایالات متحده توسعه یافت.
اما مفهوم اندازهگیریِ تأثیر آن بر مبنای جمعیت، بهتازگی و با توجه به رشد انفجاری استارتاپها، مورد توجه قرار گرفته است.
طی دههٔ گذشته، با جهانیشدن استارتاپها، نیاز به معیاری که صرفاً بر حجم مطلق متمرکز نباشد، ضرورت یافت. اقتصاددانها به این نتیجه رسیدند که صرفاً حجم پول مهم نیست، بلکه تمرکز و توزیع آن پول در برابر جمعیت کشور نشاندهندهٔ کارایی سیستم است.
این معیار کمک میکند تا سرمایهگذاریها بهسوی ظرفیتهای انسانی هدایت شوند، نه صرفاً بازارهای بزرگ.
سرانهٔ بالای سرمایهگذاری خطرپذیر نشان میدهد که مردم آن کشور، نسبت به ریسکپذیری در کسبوکارهای جدید، رویکردی مثبت دارند. در جوامعی که ترس از شکست بالاست، کارآفرینانِ کمتری بهدنبال سرمایههای خطرپذیر میروند. پس این شاخص، صرفاً یک عدد مالی نیست، بلکه فرهنگ کارآفرینی و پذیرش ریسک در سطح ملّی را به تصویر میکشد.
وقتی سرمایهگذاران مدام روی افراد سرمایهگذاری میکنند، محیطی ایجاد میشود که در آن شکست، بهعنوان مرحلهٔ آموزشی پذیرفته میشود.
باید بپذیریم که رشد نوآوری مستلزم داشتنِ جسارت است، و سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر چنین جسارتی را بهخوبی اندازهگیری میکند. این موضوع روی تعداد استارتاپهای یونیکورن تأثیر مستقیم میگذارد.
چگونه سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر را محاسبه کنیم؟
محاسبهٔ این سرانه نسبتاً ساده، اما مستلزم دقت بالا در جمعآوری دادههاست. ابتدا باید کل سرمایهٔ خطرپذیرِ تزریقشده به استارتاپهای یک کشور در یک دورهٔ مشخص (مثلاً یک سال) را محاسبه، سپس این عدد را بر کل جمعیت آن کشور در همان دورهٔ زمانی تقسیم کنیم.
سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر مقیاسپذیری و نفوذ نوآوری را در بافت اجتماعی نشان میدهد. در مقابل، حجم کلی سرمایهگذاری خطرپذیر نشاندهندهٔ ظرفیت مطلق بازار برای جذب و تخصیص سرمایه است.
در نگاهی کلی میتوان گفت حجم کل به سرمایهگذاران اطمینان میدهد پول کافی برای اجرای استراتژی خروج وجود دارد، و سرانه نشان میدهد که این پول کجا بیشترین تأثیر را میگذارد.
حجم کلیِ ایالات متحده بزرگترین در جهان است، اما بعضی کشورهای کوچکتر با جمعیت محدود، بهراحتی این کشور را در سرانهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر پشت سر میگذارند.
این امر بر تخصیص متمرکز و کارآمدتر منابع در اقتصادهای کوچکتر دلالت دارد. پس فقط بزرگی را نباید ملاک قرار داد، بلکه کارایی در برابر منابع انسانی را نیز باید بسنجیم.
کدام کشورها در سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر پیشرو هستند؟
بررسی دادههای جهانی نشان میدهند که بعضی کشورهای کوچکتر، طی سالهای اخیر، عملکردی خیرهکننده در زمینهٔ سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر داشتهاند.
بنابراین، نباید صرفاً روی فعالان بزرگِ بازار تمرکز کنیم، زیرا عملکرد اقتصادهای کوچکتر گاهی اوقات بهتر است. موفقیت این کشورها دلایل ریشهای و ساختاری دارد که باید آنها را کشف کنیم.
کشورهای سنگاپور (با ۸۶۵ دلار بهازای هر شهروند)، سوئد (با ۴۶۳ دلار)، و سوئیس (با ۳۹۲ دلار) در حال حاضر رتبههای اول، سوم و چهارمِ فهرست سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر را در اختیار دارند.
این کشورها، حتی در مقایسه با قدرتهای اقتصادی بزرگ، سرمایهٔ خطرپذیر بسیار بیشتری را بهازای هر شهروند جذب میکنند. چنین روندی ناشی از اجرای سیاستهای حمایتی دولت و تمرکز روی فناوریهای عمیق است.
چه عواملی روی افزایش یا کاهش سرانه سرمایهگذاری تأثیر میگذارند؟
دلایل متعددی در تعیین اینکه چرا سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر در کشوری کاهش یا افزایش مییابد، دخیل هستند. این عوامل معمولاً ترکیبی از سیاستهای کلان، محیط فرهنگی، و زیرساختهای مالی هستند.
اگر بهدنبال راهکارهای بهبود هستیم، ابتدا باید این عوامل را بهدقت تحلیل کنیم. در ادامهٔ این مقالهٔ مکس به تکتک این راهکارها میپردازیم.
۱. نقش سیاستهای دولتی در رشد سرانه
دولتها میتوانند با ایجاد مشوقهای مالیاتی برای سرمایهگذاران خطرپذیر و سایر فعالان اکوسیستم استارتاپی، نقشی بسیار اثرگذار در تقویت سرانهٔ مذکور ایفا کنند.
در واقع با ایجاد قوانین شفاف و تضمین حقوق مالکیت فکری، اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را جلب میکنیم. فقدان ثبات سیاسی یا مقررات دستوپاگیر، سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر را بهسرعت کاهش میدهد.
برنامههای دولتی برای حمایت از تحقیق و توسعه در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، منبع اصلی برای تأمین خط لولهٔ استارتاپها هستند.
کشورهایی که بودجهٔ دولتی را بهسوی تجاریسازیِ فناوریهای عمیق هدایت میکنند، اغلب نتایج بهتری در این شاخص کسب مینمایند. دولت باید در نقش تسهیلگر اصلی در این میان وارد عمل شود.
۲. تأثیر کیفیت آموزش بر سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر
کیفیت بالای آموزش، بهویژه در رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات، نیروی کار ماهر مورد نیاز استارتاپها را تأمین میکند. هرچه تعداد مهندسان و متخصصانِ بااستعداد در کشوری بیشتر باشد، ظرفیت ظهور شرکتهای نوآور در آن کشور بیشتر میشود.
سرمایهگذاری خطرپذیر بهدنبال استعداد میگردد. پس دانشگاهها باید محیطی کارآفرینانه ایجاد کنند، و دانشجویان را تشویق به تبدیلِ ایدههایشان به کسبوکار نمایند.
نباید آموزش را صرفاً نظری نگه داریم، بلکه باید آن را با نیازهای بازار سرمایهٔ خطرپذیر پیوند بدهیم. این همافزایی بین آکادمی و صنعت، سنگ بنای سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر قوی است.
۳. اهمیت زیرساختهای مالی برای افزایش سرانه
بازارهای مالی توسعهیافته و بورسهای اوراق بهادار قوی، امکان خروج موفقیتآمیز (IPO یا M&A) را برای سرمایهگذاران خطرپذیر فراهم میکنند.
اگر سرمایهگذاران نتوانند پول خود را با سود مناسب خارج کنند، انگیزهٔ کمی برای ورود مجدد به این بازارها خواهند داشت. بنابراین باید این مسیر خروج را تا جای ممکن برایشان تضمین کرد.
وجود بانکهای سرمایهگذاری و مشاوران حقوقی متخصص در امور استارتاپی، فرایند سرمایهگذاری را تسهیل میکند. هرچه فریندهای مالی استانداردتر و شفافتر باشند، ریسک برای سرمایهگذاران خارجی کاهش مییابد.
پس میتوان نتیجه گرفت که ساختار مالی یک کشور تأثیری مستقیم روی جذابیت آن کشور برای سرمایهگذاران، و افزایش سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر دارد.
۴. تأثیر سرانه سرمایهگذاری بر اکوسیستم استارتاپی
افزایش سرانه سرمایهگذاری صرفاً مزیتی آماری به شمار نمیرود، بلکه تأثیراتی ملموس روی کل اکوسیستم نوآوریِ کشور دارد. این تزریق سرمایه باعث ایجاد چرخههای مثبت رشد میشود که بهنفع همهٔ اجزای اقتصادی است.
۵. نقش سرانه در ایجاد اشتغال باکیفیت
سرمایهگذاریهای خطرپذیر معمولاً بهسوی شرکتهایی با رشد سریع و ظرفیت بالا هدایت میشوند. این شرکتها، برخلاف شرکتهای سنتی، نیازی مبرم به نیروی انسانی متخصص و با مهارتهای بالا دارند. در نتیجه، افزایش سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر، به ایجاد فرصتهای شغلی با درآمد بالا و پایدار منجر میشود.
این روند هم بیکاری را کاهش میدهد، و هم ساختار نیروی کار را بهسوی مشاغل مبتنی بر دانش تغییر میدهد. پس با اجرای این روش سطح عمومی دستمزدها و رفاه اجتماعی را بالاتر میبریم.
۶. تقویت رقابتپذیری بینالمللی با افزایش سرانه سرمایهگذاری
کشورهایی با سرانه سرمایهگذاری بالا، اغلب در تولید محصولات و خدمات پیشرفته در سطح جهانی پیشرو هستند. این سرمایهگذاریها، شرکتهای داخلی را قادر به رقابت در بازارهای بینالمللی میسازد تا سهمشان از زنجیرههای ارزش جهانی را افزایش بدهند.
وقتی استارتاپها با منابع مالی قوی پشتیبانی میشوند، میتوانند سریعتر مقیاس پیدا کنند و فناوریهای جدید را با سرعتی بیشتر به بازار عرضه نمایند. این توانایی، برای حفظ جایگاه اقتصادی در دنیای بهشدت متغیر امروزی خیلی ضروری است.
فرصتهای پیش روی سرانه سرمایهگذاری در ایران چه هستند؟
ایران، بهعنوان بازاری بزرگ با جمعیتی درحالحاضر جوان و تحصیلکرده، ظرفیتی قابل توجه برای افزایش سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر دارد. اما چالشهایی ساختاری و محیطی وجود دارند که مانعِ تحقق کامل این ظرفیت میشوند.
یکی از مهمترین موانع، عدم شفافیت و ثبات در قوانین و مقررات اقتصادی است. سرمایهگذاران، بهویژه سرمایهگذاران خارجی، بهشدت به محیطی با قابلیت پیشبینی بالا نیاز دارند. اینجاست که ریسکهای غیرسیستماتیک را باید با اصلاح قوانین کاهش داد.
مشکلات مربوط به دسترسی به منابع مالی جهانی و محدودیتهای انتقال پول، جذب سرمایهگذاری خارجی را عملاً غیرممکن ساخته است. تا وقتی این موانع حل نشوند، دستیابی به سرانهای در حد استانداردهای جهانی، دشوار خواهد بود. سرمایهگذاریهای داخلی به تنهایی برای رسیدن به این سطح کافی نیستند.
دولت و نهادهای مالی باید با ایجاد صندوقهای سرمایهگذاری مشترک دولتی-خصوصی، حجم سرمایهٔ در گردش را افزایش بدهند. ضمن آنکه با ارائهٔ معافیتهای مالیاتی طولانیمدت برای استارتاپهای حوزههای پُرریسک، انگیزهٔ سرمایهگذاری را تقویت کنند. تسهیل فرایند خروج از سرمایهگذاری نیز اهمیت زیادی دارد.
تمرکز روی اکوسیستمهای منطقهای بهجای تمرکز صرف روی شهرهای بزرگتر، بهویژه تهران، به توزیع عادلانهتر سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر کمک میکند.
با تقویت مراکز نوآوری در شهرهای مستعد دیگر، از همهٔ ظرفیتهای انسانی کشور بهره خواهیم برد. این تمرکززدایی باعث ایجاد اطمینان از رشد متوازن میشود.
جمعبندی
سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر صرفاً عددی مقایسهای نیست؛ بلکه بیانگر سلامت اکوسیستم نوآوری و میزان ریسکپذیری موفقیتآمیز در اقتصاد هر کشوری به شمار میرود. افزایش این شاخص به توسعهٔ نیروی کار ماهر، رقابتپذیری بینالمللی و ثروتآفرینی منجر میشود.
برای دستیابی به سرانه سرمایهگذاری خطرپذیر بالاتر، سیاستگذاران باید تمرکزشان را روی ایجاد ثبات قانونی و تسهیل مسیر خروج سرمایهگذاران قرار بدهند. در واقع باید ظرفیت کشور را ارزیابی، و استراتژیهایی جدید برای تقویت زیرساختهای سرمایهگذاری خطرپذیر تدوین کنیم.
لطفاً نظرات خودتان را در این زمینه زیر همین مقالهٔ مکس بنویسید تا با هم گفتوگو کنیم.