سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران وارد مرحلهای متفاوت شده است. بازار دیگر صرفاً با مسئلهٔ کمبود سرمایه برای استارتاپها روبهرو نیست، بلکه با مجموعهای از مسائل پیچیدهتر، از جمله رکود اقتصادی، تورم بالا، کاهش قدرت خرید، ریسک ارزی، تحریمهای بینالمللی، اختلالات زیرساختی، کاهش ظرفیت رشد بعضی شرکتها، و در مقابل، ظهور فرصتهای تازه در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، فناوری صنعتی، سلامت و زیرساخت روبه روست. در این مقالهٔ مکس نگاهی به وضعیت فعلی اکوسیستم، اقتصاد کلان، رفتار سرمایهگذاران، سیاستهای دولت، مسیر خروج سرمایه و شرایط سرمایهگذاری منطقهای میاندازیم تا به درکی بهتر از چشمانداز سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران برسیم.
از رشد سرمایهگذاری تا بحران سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران
آخرین آمار منتشرشده از سوی انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران مربوط به سال ۲۰۲۴ است. طبق این گزارش، ارزش قراردادهای سرمایهگذاری اعضای انجمن به ۲۳۵٫۵میلیون دلار رسید، که حدود ۳٫۸برابر سال قبل از آن بود.
تعداد اعضای این انجمن به ۱۶۴ نهاد رسید، و اکوسیستم تأمین مالی فناوری علاوهبر سرمایهگذاری خطرپذیر، شامل صندوقهای پژوهش و فناوری، سرمایهگذارهای خطرپذیر شرکتی، صندوقهای سرمایهگذاری، شتابدهندهها و پلتفرمهای تأمین مالی جمعی بود.
اگرچه این آمار متعلق به دو سال پیش هستند، اما برای چشمانداز سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران تا سال ۲۰۳۰ اهمیت دارند. این آمار نقطهای از مسیر بازار را نشان میدهد، درحالیکه تحولات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ شرایطی متفاوت ایجاد کردهاند.
انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر در گزارشها و مواضع رسمی خود در سال ۲۰۲۶ از چرخش اکوسیستم بهسوی وضعیتی بحرانی سخن گفته است.
در یکی از آخرین مواضع انجمن، از فشارهای بیسابقه بر بقای شرکتهای دانشبنیان و تداوم جریان تأمین مالی صحبت شده است. در نشست کمیسیون شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر در آوریل ۲۰۲۶ هم اثر قطعی اینترنت و تحولات ناشی از جنگ بر شرکتهای سرمایهپذیر و خود VCها بررسی شد.
بنابراین، مسئلهٔ امروز بازار سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران فقط «رشد سرمایهگذاری» نیست، بلکه حفظ جریان سرمایهگذاری در شرایط بحران است.
در دورهای که رشد سریع، جذب سرمایه و توسعهٔ بازار معیار اصلی موفقیت استارتاپ بود، اکنون شاخصهای دیگری اهمیت پیدا کردهاند، از جمله:
- مدت بقای نقدینگی شرکت (runway)
- جریان نقدی
- سرمایهوری
- تابآوری عملیاتی
- توان بقا
خود انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر هم بر تغییر نقش سرمایهگذار از تأمینکنندهٔ پول به شریک استراتژیک شرکت تأکید کرده است؛ شریکی که باید در فروش، جذب مدیران کلیدی، حاکمیت شرکتی، توسعه بازار و جذب سرمایه بعدی نیز نقش داشته باشد.
اقتصاد کلان بزرگترین تهدید کوتاهمدت است
هیچ تحلیل جدی از آیندهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران نمیتواند شرایط اقتصاد کلان را نادیده بگیرد.
صندوق بینالمللی پول (IMF) در آخرین برآورد خود در ژوئیه ۲۰۲۶، رشد واقعی اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ را منفی۵٫۴ درصد و تورم متوسط را حدود ۶۸٫۹درصد پیشبینی کرد.
بانک جهانی در گزارش آوریل ۲۰۲۶ برآورد کرده است که اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۲٫۷درصد منقبض شده و تورم مصرفکننده در همان سال مالی حدود ۴۹٫۱درصد بوده است. این نهاد از کاهش سرمایهگذاری، کاهش درآمد واقعی، فشار بر تقاضای داخلی و تداوم محدودیت تجارت و خدمات مالی بینالمللی هم سخن میگوید.
همهٔ این اعداد و ارقام برای سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران فقط خبر بد اقتصادی نیستند. آنها مستقیماً به ارزشگذاری و بازده سرمایهگذاری مربوط میشوند.
در اقتصاد تورمی، سرمایهای که امروز وارد استارتاپ میشود، ممکن است طی دو یا سه سال بهدلیل کاهش ارزش پول ملی و افزایش هزینهها بخشی قابل توجه از قدرت خرید خود را از دست بدهد. در نتیجه، سرمایهگذار باید بسیار بیشتر از گذشته به سرمایهوری و جریان نقدی واقعی توجه کند.
این شرایط باعث میشود شرکتهایی که درآمد ارزی، صادرات، مدل B2B یا امکان تعدیل قیمت دارند، نسبت به کسبوکارهای کاملاً وابسته به قدرت خرید داخلی جذابتر شوند.
بزرگترین ضعف ساختاری سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران خروج است
حتی اگر از بحران اقتصادی ۲۰۲۶ عبور کنیم، بازار سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران با مشکلی قدیمی، یعنی خروج سرمایهگذاری، مواجه خواهد بود.
آخرین آمار جامع انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران نشان میدهد در سال ۲۰۲۴، مجموع ارزش خروجهای گزارششده فقط حدود ۳٫۲۳میلیون دلار در قالب ۲۸ معامله بوده است. از این تعداد، ۲۷ مورد فروش سهام به شریک یا سرمایهگذار، و فقط یک مورد M&A ثبت شده است. خروج از طریق IPO هم صفر بوده است.
در مقابل، همان سال بیش از ۲۳۵میلیون دلار قرارداد سرمایهگذاری ثبت شده بود. این فاصله از واضحترین نشانههای بلوغ پایینتر بازار است. صنعت VC زمانی به صنعتی پایدار تبدیل میشود که سرمایه بتواند از چرخهٔ زیر عبور کند:
سرمایهگذاری > رشد شرکت > خروج > بازگشت سرمایه > صندوق بعدی > سرمایهگذاری مجدد
در ایران مرحلهٔ اول رشد کرده است، اما مرحلهٔ خروج بسیار ضعیف است. به همین دلیل، آینده سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران احتمالاً بهجای IPOهای متعدد، ابتدا شاهد رشد M&A، فروش ثانویه سهام و خرید استارتاپها توسط شرکتهای بزرگ خواهد بود.
سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی مهمترین موتور احتمالی رشد است
یکی از ویژگیهای خاص بازار ایران، نقش پُررنگ شرکتهای بزرگ در سرمایهگذاری فناوری است. در اکوسیستم ایران، سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی (CVC) میتواند حتی مهمتر از VC مستقل شود، زیرا شرکت بزرگ فقط دنبال بازده مالی نیست.
چهبسا سرمایهگذاری در استارتاپ برای آن دسترسی به فناوری، کاهش هزینه، توسعهٔ محصول، بهبود زنجیرهٔ تأمین یا تحول دیجیتال ایجاد کند.
این مسئله در شرایط تحریم اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی فناوری خارجی و سرمایهٔ بینالمللی با محدودیت مواجه هستند، شرکتهای بزرگ داخلی انگیزهٔ بیشتری برای ساخت یا خرید فناوری بومی پیدا میکنند.
حتی کمیسیونهای تخصصی انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران دربارهٔ فعالسازی منابع راکد بعضی نهادها و هدایتشان بهسوی سرمایهگذاری در اکوسیستم نوآوری بحث کردهاند.
از این منظر، احتمالاً بخشی از آیندهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران نه از صندوقهای مستقل بزرگ، بلکه از ترازنامهٔ شرکتهای صنعتی، بانکی، مخابراتی و هلدینگها تأمین خواهد شد.
آیا سیاستگذاری روند سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران را تقویت میکند؟
دولت طی سالهای اخیر ابزارهایی برای تحریک سرمایهگذاری در فناوری ایجاد کرده است.
مهمترین نمونه، مادهٔ ۱۱ قانون جهش تولید دانشبنیان است که برای بعضی سرمایهگذاریهای مستقیم و غیرمستقیم در شرکتها و صندوقهای فناور، اعتبار مالیاتی پیشبینی کرده است. در آییننامهٔ اجرایی این قانون، برای سرمایهگذاری مستقیم واجد شرایط، سقف اعتبار مالیاتی ۳۰درصد در چهارچوب ضوابط تعیین شده است.
این ابزار از نظر توسعهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی اهمیت زیادی دارد. شرکت بزرگی که بخشی از منابع خود را به فناوری اختصاص میدهد، در صورت برخورداری از شرایط قانونی، میتواند بخشی از هزینهٔ سرمایهگذاری را از طریق اعتبار مالیاتی جبران کند.
بااینحال، بین طراحی سیاست و اجرای مؤثرش فاصله وجود دارد. خود انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر بر مشکلات مربوط به مقررات، قراردادها، ضمانتنامهها، بیمه، اعتبارات و هزینههای مالیاتی تأکید کرده و حتی برنامهای برای تدوین چهارچوبهای قراردادی استاندارد در دست دارد.
هوش مصنوعی، فرصت بزرگ با محدودیتهای بزرگ
اگر بخواهیم چند حوزه را بهعنوان کاندیداهای اصلیِ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران تا ۲۰۳۰ معرفی کنیم، هوش مصنوعی در صدر فهرست قرار میگیرد.
ایران از نظر ظرفیت علمی در هوش مصنوعی نقطهٔ شروع نسبتاً قدرتمندی دارد. در سند ارائهشدهٔ ایران به آنکتاد (UNCTAD)، به جایگاه بالای کشور در تولید مقالههای مربوط به هوش مصنوعی اشاره، و هوش مصنوعی بهعنوان یکی از حوزههای مورد توجهِ سیاستگذاری فناوری معرفی شده است.
در عین حال، همان سند سه مانع مهم را برجسته میکند که تحریمها آنها را تشدید هم میکنند:
- کمبود سرمایه
- کمبود نیروی انسانی متخصص
- محدودیت دسترسی به زیرساخت محاسباتی و داده
بنابراین فرصت اصلی شاید نه در ساخت مدلی بنیادی رقیب شرکتهای آمریکایی، بلکه در کاربرد هوش مصنوعی روی مسائل واقعی اقتصاد ایران، از جمله هوش مصنوعی صنعتی، بینایی ماشین، اتوماسیون، سلامت، نرمافزارهای سازمانی، امنیت سایبری، تحلیل داده و بهینهسازی انرژی باشد.
فناوری صنعتی میتواند بر اپلیکیشنهای مصرفی پیشی بگیرد
اقتصاد ایران بهطور گسترده به صنایع بزرگ وابسته است: انرژی، پتروشیمی، فولاد، معدن، دارو، تجهیزات پزشکی، مخابرات و تولید.
در شرایط اقتصادی دشوار، شرکتهای بزرگ به فناوریهایی توجه بیشتری میکنند که مستقیماً بتوانند هزینه را کاهش دهند، بهرهوری را بالا ببرند یا وابستگی به واردات را کم کنند.
به همین دلیل، فناوری صنعتی، اتوماسیون، نگهداری پیشبینانه، نرمافزارهای B2B، فناوری انرژی، معدن هوشمند و تجهیزات پزشکی طی سالهای آینده سهم بیشتری از سرمایهگذاری خطرپذیر را به خود اختصاص میدهند.
این تغییر با رویکرد جدید بعضی سرمایهگذاریهای خطرپذیر شرکتی سازگار است. انجمن سرمایهگذاری خطرپذیر ایران هم به تغییر تمرکز بعضی سرمایهگذاران از فناوریهای اولیه به نیازهای راهبردی و ضروری اقتصاد، از جمله تولید داخلی اقلام حیاتی، اشاره کرده است.
تحریم، هم مانع و هم محرک سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران
تحریمها یکی از مهمترین متغیرهای آیندهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران هستند. از یک سو، محدودیتهای مالی و تجاری آمریکا دسترسی ایران به بخشی قابل توجه از شبکهٔ مالی و فناوری بینالمللی را دشوار میکند.
بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) محدودیتهایی گسترده برای صادرات، صادرات مجدد و انتقال بعضی کالاها و فناوریها به ایران اِعمال کرده است. وزارت خزانهداری آمریکا نیز در سال جاری تحریمهایی جدید علیه شبکههای مرتبط با ایران وضع کرده است.
از سوی دیگر، همین محدودیتها تقاضا برای جایگزینی فناوری خارجی را افزایش میدهند. در نتیجه، دوگانگی شکل میگیرد. تحریمها ورود سرمایه و فناوری را سختتر میکنند، اما همزمان بعضی بازارهای داخلی را برای فناوری بومی جذابتر میکنند.
این همان جایی است که شرکتهای دارای محصول واقعی، مشتری سازمانی و مالکیت فکری میتوانند مزیت پیدا کنند.
آیا سرمایهٔ خارجی بازی را تغییر میدهد؟
یکی از بزرگترین محرکهای بالقوه برای سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران، ورود سرمایهٔ خارجی است. اما در شرایط فعلی این گزینه با موانعی جدی مواجه است.
برای سرمایهگذار خارجی، ریسک ایران فقط ریسک شرکتی نیست. ریسک تحریم، انتقال پول، نرخ ارز، مسائل حقوقی، مالکیت فکری و خروج همزمان در تصمیم سرمایهگذاری وارد میشوند.
بنابراین اگر شرایط ژئوپلیتیک و مالی در آینده تغییر کند، اثر آن بر سرمایهگذاری خطرپذیر میتواند بسیار بزرگ باشد. ورود سرمایهٔ خارجی تنها حجم پول را افزایش نمیدهد، بلکه استانداردهای قراردادی، روشهای ارزشگذاری، حاکمیت شرکتی، شبکههای بینالمللی و بازار خروج هم به همراه میآورد.
آیندهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران را میتوان در سه مسیر تصور کرد.
سناریوی اول: بقا
اگر تورم بالا، نااطمینانی و محدودیتهای خارجی ادامه پیدا کنند، بازار VC کوچک اما فعال باقی میماند. سرمایهٔ بیشتری بهسمت شرکتهای مقاوم، B2B، فناوری صنعتی، سلامت، زیرساخت و کسبوکارهای با درآمد ارزی حرکت میکند. سرمایهگذاریهای خطرپذیر شرکتی نقشی مهمتر پیدا میکنند، و هدف سرمایهگذاری بیشتر «بقا و بهرهوری» خواهد بود تا «رشد به هر قیمت».
سناریوی دوم: تثبیت
اگر اقتصاد از وضعیت بحرانی فاصله بگیرد، بدون اینکه محدودیتهای خارجی بهطور اساسی برطرف شوند، VC داخلی میتواند دوباره وارد فاز رشد شود. در این سناریو، سرمایهگذاریهای تکمیلی، سرمایهگذاری مشترک، تأمین مالی جمعی و M&A توسعه پیدا میکنند، و بازار بهتدریج حرفهایتر میشود.
سناریوی سوم: اتصال دوباره به جهان
اگر محدودیتهای مالی و تجاری کاهش جدی پیدا کنند، بیشترین جهش بالقوه همینجاست. ورود سرمایهٔ خارجی، دسترسی به فناوری، کاهش هزینهٔ تراکنشهای بینالمللی و افزایش خریداران استراتژیک میتواند بازار سرمایهگذاری خطرپذیر ایران را چندبرابر کند.
آیندهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر در ایران به چه چیزی وابسته است؟
چشمانداز سرمایهگذاری خطرپذیر ایران در سالهای پیشِ رو تصویری دوگانه دارد.
از یک طرف، اقتصاد کلان، تورم، محدودیت سرمایهٔ خارجی، تحریمها و اختلالات زیرساختی فشار زیادی بر اکوسیستم وارد کردهاند. از طرف دیگر، بازار داخلی، نیروی انسانی، نیاز شدید صنایع به فناوری، رشد سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی، سیاستهای حمایتی و ظرفیت هوش مصنوعی فرصتهایی بزرگ ایجاد میکنند.
به همین دلیل، شاید دقیقترین توصیف برای بازار VC ایران این باشد: بازاری با ظرفیت بالا، اما با ریسک بسیار بالا و مسیر خروج محدود.
در سالهای آینده، تعداد معاملات بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش موفقیت این صنعت نخواهد بود. باید دید:
- آیا سرمایهگذاریهای اولیه به شرکتهای بزرگتر تبدیل میشوند؟
- آیا سرمایهٔ تکمیلی افزایش پیدا میکند؟
- آیا M&A شکل میگیرد؟
- آیا سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی حرفهایتر میشود؟
- آیا سرمایه از چرخهٔ «ورود» به چرخهٔ «ورود، رشد، خروج و سرمایهگذاری مجدد» تبدیل میشود؟
اگر این چرخه شکل بگیرد، ایران میتواند تا پایان دههٔ جاری به بازار مهم سرمایهگذاری فناوری در منطقه تبدیل شود. اما اگر شکل نگیرد، حتی رشد سرمایهگذاریهای اولیه نیز الزاماً بهمعنای شکلگیری سرمایهگذاری خطرپذیر پایدار نخواهد بود.
آینده سرمایهگذاری خطرپذیر ایران، بیش از هر چیز، به توان اکوسیستم برای تبدیل «سرمایه» به «رشد پایدار و خروج واقعی» بستگی دارد.