برای استارتاپی که هنوز اعتبار برندی بزرگ، شبکهٔ ارتباطی گسترده یا منابع شرکتی تثبیتشده را ندارد، دیدهشدن و مدیریت رابطه با نهادهای اثرگذار بهاندازهٔ توسعهٔ خودِ محصول اهمیت دارد. روابط عمومی استارتاپ به ساخت اعتبار، جلب توجه رسانه و کاهش ابهام کمک میکند. روابط دولتی هم استارتاپ را برای مواجهه با مقررات، سیاستگذاری، حمایتهای دولتی و فرصتهای بازار عمومی آماده میسازد. در این مقالهٔ بلاگ مکس به ارتباط این دو حوزه با رشد کسبوکار میپردازیم.
چرا روابط عمومی و روابط دولتی برای استارتاپها اهمیت دارند؟
رشد استارتاپ فقط به کیفیت محصول یا مقدار سرمایهٔ اولیه وابسته نیست. شرکت باید بتواند در محیطی فعالیت کند که رسانهها، سرمایهگذاران، دولت، نهادهای تنظیمگر، مشتریان، شرکای تجاری و افکار عمومی، همگی بر مسیرش اثر میگذارند.
این مسئله برای شرکتهای نوپا جدیتر است. سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی در گزارشهای خود تأکید کرده است که بنگاههای کوچک و جوان، در مقایسه با شرکتهای بزرگ، منابع اداری و تخصصیِ کمتری برای مدیریت الزامات قانونی و اداری دارند. در نتیجه، پیچیدگی مقررات اثری بیشتر روی سرعت توسعه و هزینههایشان میگذارد.
در چنین شرایطی، روابط عمومی و روابط دولتی از فعالیتهای جانبی به ابزارهایی برای مدیریت رشد تبدیل میشوند. یکی بر اعتبار و دیدهشدن، و دیگری بر محیط سیاستگذاری، مقررات و تعامل با دولت تمرکز دارد.
نقش روابط عمومی در رشد استارتاپ چیست؟
روابط عمومی استارتاپ فقط ابزاری برای انتشار اخبار نیست. بلکه به ایجاد اعتبار، افزایش دیدهشدن و شکلگیری ارتباط مؤثر با سرمایهگذاران، مشتریان، رسانهها و سایر ذینفعان کمک میکند.
پژوهشهای جدید نشان میدهند که میان پوشش رسانهای استارتاپها و بعضی شاخصهای مهم رشد، از جمله دسترسی به سرمایهگذاری خطرپذیر، ارتباطی معنادار وجود دارد.
دیدهشدن فقط مسئلهٔ تبلیغات نیست
استارتاپها معمولاً سابقهٔ طولانی ندارند. بنابراین، سرمایهگذار یا مشتری بالقوه اطلاعات کمتری دربارهٔ استارتاپ، نسبت به فلان شرکت شناختهشده در اختیار دارد. پوشش رسانهای بخشی از این شکاف اطلاعاتی را کاهش میدهد. به شرکت کمک میکند تا داستان، محصول، مزیت رقابتی و دستاوردهایش را در فضای عمومی مطرح کند.
پژوهشی منتشرشده در نشریهٔ علمیِ Emerging Markets Review با بررسی بیش از ۵هزار استارتاپ و ۵۲۴ رسانه، به رابطهٔ میان پوشش رسانهای و سرمایهگذاری سرمایهگذاران خطرپذیر پرداخت.
نتایج این پژوهش نشان داد استارتاپهایی که پوشش رسانهای دریافت کرده بودند، احتمال بالاتری برای جذب سرمایهٔ خطرپذیر داشتند. در میان شرکتهایی که سرمایه جذب کرده بودند، پوشش رسانهای با حجم بیشتر سرمایهگذاری نیز ارتباط داشت.
در این مطالعه، پوشش رسانهای با حدود یکسوم افزایش در احتمال دریافت سرمایه خطرپذیر، و حدود ۲۵درصد افزایش در حجم سرمایهگذاری همراه بود. بااینحال، این ارقام بهمعنای اثبات رابطهٔ علّت و معلولیِ قطعی نیستند. بلکه رابطهای آماری و معنادار میان دیدهشدن رسانهای و پیامدهای تأمین مالی را نشان میدهند.
کمک اعتبار رسانهای به سرمایهگذاری
برای سرمایهگذارها، اطلاعات دربارهٔ استارتاپ همیشه کامل نیست. اینجاست که رسانهٔ معتبر بهعنوان یکی از منابع شناخت شرکت عمل میکند، و نشانههایی دربارهٔ فعالیت، رشد، بنیانگذاران، محصول یا جایگاه شرکت در بازار ارائه میدهد.
پژوهش دیگری که در سال ۲۰۲۵ با تمرکز روی رابطهٔ سرمایهگذاری خطرپذیر و پوشش خبری منتشر شد، نشان داد بعد از ورود سرمایهگذاران خطرپذیر، هم پوشش خبری توسط خبرنگاران و هم انتشار اطلاعیههای خبری شرکت افزایش پیدا میکند. افزایش دیدهشدن با احتمال بالاتر تأمین مالی در مراحل بعدی و بهبود کیفیت نیروی انسانی همراه است.
از این منظر، روابط عمومی استارتاپ قرار نیست صرفاً تعداد خبرهای منتشرشده را افزایش بدهد. هدف اصلی، ساختن اعتبار، شناخت و اعتماد در میان گروههایی است که برای آیندهٔ شرکت اهمیت دارند.
آيا روابط عمومی باید منتظر بحران بماند
یکی از اشتباهات رایج این است که روابط عمومی را فقط به زمان وقوع بحران محدود کنیم. درحالیکه رویکرد حرفهایتر، شناسایی زودهنگام مسائل اثرگذار بر آیندهٔ کسبوکار است.
بسیاری از بحرانهای سازمانی بهطور ناگهانی به وجود نمیآیند. چهبسا مسئلهای ابتدا در میان کارشناسان مطرح شود، سپس در رسانهها گسترش پیدا کند، به موضوع افکار عمومی تبدیل، و در مرحلهٔ بعد به تصمیم یا مقررات جدید منجر شود.
مدیریت مسائل، شامل پایش این روندها، شناسایی ذینفعان، ارزیابی ریسک و آمادهسازی پاسخ سازمان است. ادبیات علمی روابط عمومی، مدیریت مسائل را در نقطهٔ اتصال ارتباطات سازمانی، مدیریت اعتبار و امور عمومی قرار میدهد.
چنین رویکردی برای استارتاپها اهمیت بیشتری دارد. زیرا تغییر مقررات بعد از نهاییشدن، معمولاً هزینه و انعطافپذیری بیشتری نسبت به زمانی دارد که شرکت از ابتدا پیامدهایش را شناسایی کرده است.
به همین دلیل، پایش محیط سیاستگذاری، رسانه و مقررات را باید نوعی هشدار زودهنگام برای کسبوکار دانست، نه صرفاً فعالیت ارتباطی.
آیا روابط دولتی همان ارتباط با مسئولان است
روابط دولتی حرفهای با ایجاد چند ارتباط غیررسمی با مدیران دولتی تفاوت اساسی دارد. این حوزه شامل شناخت ساختار تصمیمگیری، پایش قوانین و مقررات، شناسایی نهادهای اثرگذار، مشارکت کارشناسی در فرایند سیاستگذاری و مدیریت ارتباط با نهادهای تنظیمگر است.
سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی در گزارش «لابیگری در قرن بیستویکم» توضیح میدهد که تعامل ذینفعان با سیاستگذاران، در صورت برخورداری از شفافیت و سلامت، میتواند اطلاعات و تخصص بخشهای مختلف جامعه و اقتصاد را به فرایند سیاستگذاری وارد کند.
تغییر مقررات برای استارتاپهای فعال در حوزههای فناوری، سلامت، مالی، انرژی، حملونقل یا سایر صنایع تنظیمگریشده ممکن است بهمعنای تغییر هزینه، روش ارائهٔ خدمت، مجوزهای موردنیاز یا حتی مدل کسبوکار باشد.
گزارش سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی دربارهٔ تنظیمگری هوشمند که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، بر این نکته تأکید دارد که پیچیدگی قوانین و بار اداری، برای کسبوکارهای کوچک سنگینتر است، و شرکتهای جوان و دارای رشد بالا را تحت فشار قرار میدهد.
بنابراین، یکی از کارکردهای اصلی روابط دولتی، ایجاد توانایی برای شناسایی تغییر قبل از تبدیلشدن آن به بحران عملیاتی است.
آیا دولت فقط نقش قانونگذار دارد
تصویر سنتی از رابطهٔ استارتاپ با دولت معمولاً به مجوز و مقررات محدود میشود. درحالیکه دولت میتواند همزمان تنظیمگر، خریدار، سرمایهگذار و پشتیبان نوآوری باشد.
سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی طی سالهای اخیر مجموعهای از ابزارهای حمایتی دولت، مانند کمکهای مالی تحقیقوتوسعه، مشوقهای مالیاتی، خرید دولتی و سرمایهگذاری خطرپذیر دولتی را بررسی کرده است.
در گزارش سال ۲۰۲۵ این سازمان دربارهٔ حمایت دولتی از سرمایهگذاری خطرپذیر، افزایش و تغییر شکل مداخلات دولت در بازار سرمایهگذاری خطرپذیر بررسی شده است. بعضی دولتها علاوهبر حمایت از مراحل اولیه، بهسوی حمایت از شرکتهای درحال مقیاسپذیری و حوزههای فناوری راهبردی حرکت کردهاند.
در گزارش مالی سال ۲۰۲۶ هم تأکید شده است که دولتها و نهادهای سرمایهگذاری عمومی در بعضی کشورها تلاش میکنند سرمایهٔ خصوصیِ بیشتری را بهسوی فناوریهای راهبردی و شرکتهای نوآور هدایت کنند.
بنابراین، روابط دولتی به استارتاپ کمک میکند فرصتهای رسمی موجود در اکوسیستم حمایت دولتی را زودتر شناسایی و شرایط استفاده از آنها را بهتر درک کند.
دولت در بسیاری از کشورها یکی از بزرگترین خریداران کالا و خدمات است. ورود شرکتهای نوآور به چنین بازاری فرصتی مهم برایشان ایجاد میکند. اما مسیرش ساده نیست.
سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی اشاره میکند که شرکتهای کوچک در ورود به قراردادهای دولتی با موانعی مانند اندازهٔ بزرگ قراردادها، فرایندهای پیچیدهٔ مناقصه، ریسکگریزی خریداران دولتی و بار اداری مواجه هستند. به همین دلیل، بعضی کشورها قراردادها را کوچکتر، فرایندها را سادهتر، یا سازوکارهایی برای مشارکت بیشتر بنگاههای کوچک طراحی میکنند.
شناخت این سازوکارها برای استارتاپ میتواند بهاندازهٔ شناخت بازار خصوصی اهمیت داشته باشد؛ بهویژه اگر محصول شرکت برای دولت، شهرداریها، مراکز درمانی، زیرساختها یا سایر نهادهای عمومی طراحی شده باشد.
اعتبار شرکت در رابطه با دولت مهم است
روابط عمومی استارتاپ و روابط دولتی دو جزیرهٔ جداگانه نیستند. اعتبار عمومی شرکت اثری قابل توجه روی چگونگیِ درک آن توسط سیاستگذاران و سایر ذینفعان دارد.
پژوهش منتشرشده در سال ۲۰۲۶ در مجموعهٔ علمی آکسفورد دربارهٔ ارزیابی اجتماعی سازمانها، رابطهٔ میان اعتبار شرکت و روابط کسبوکار با دولت را بررسی کرده است. این پژوهش توضیح میدهد که شرکتها و دولتها در بسیاری از حوزهها به یکدیگر وابسته هستند، و اعتبار شرکت در تعامل آن با سیاستگذاران اهمیت دارد.
این نکته نشان میدهد که استارتاپها نمیتوانند روابط رسانهای، اعتبار سازمانی و روابط دولتی را کاملاً جدا از یکدیگر مدیریت کنند.
روابط دولتی نباید با نفوذ غیرشفاف یا دسترسی ویژه اشتباه گرفته شود. سازمان OECD تأکید میکند که مشارکت ذینفعان در سیاستگذاری مفید است، اما نبود شفافیت، خطر تأثیرگذاری ناموجه روی تصمیمهای عمومی را افزایش میدهد.
در گزارش مبارزه با فساد و سلامت اداری سال ۲۰۲۴ این سازمان هم روی ضرورت شفافیت در فعالیتهای مرتبط با لابیگری تأکید شده است. در زمان تهیهٔ گزارش، از میان ۳۲ کشور عضو OECD که دادههای مربوط به آنها در دسترس بود، ۱۷ کشور (معادل ۵۳درصد) از طریق ثبت عمومی و قابل دسترس از فعالیتهای لابیگری، شفافیت ایجاد میکردند.
بنابراین، الگوی حرفهای برای روابط دولتی باید بر داده، تخصص، شفافیت و مشارکت قانونی ذینفعان استوار باشد.
چگونه روابط عمومی و روابط دولتی را در استارتاپ طراحی کنیم
برنامهٔ منسجم برای طراحی روابط عمومی و روابط دولتی از پنج بخش تشکیل میشود که عبارتاند از:
- ارتباط با رسانهها: تمرکز باید روی ایجاد شناخت و اعتبار باشد، نه صرفاً افزایش تعداد خبرها.
- مدیریت اعتبار: هدف ایجاد و حفظ تصویری قابلاعتماد از شرکت نزد مشتریان، سرمایهگذاران، کارکنان، رسانهها و سایر ذینفعان است.
- مدیریت مسائل: هدف شناسایی زودهنگام روندهایی است که روی کسبوکار اثر میگذارند.
- رصد مقررات و سیاستگذاری: شرکت باید بداند چه نهادی تصمیمگیر است، چه مقرراتی درحال تغییر است، و چه فرصتهای حمایتی وجود دارد.
- مدیریت روابط با نهادهای عمومی: هدف ایجاد روابط حرفهای، مستمر و مبتنی بر منافع مشترک با نهادهای دولتی و عمومی است تا شرکت بتواند دیدگاههایش را بهصورت شفاف منتقل کند.
اهمیت این ساختار زمانی بیشتر میشود که استارتاپ به مرحلهٔ رشد سریع، ورود به بازارهای جدید، جذب سرمایهٔ بزرگتر یا فعالیت در صنعت تحت نظارت برسد.
جمعبندی
روابط عمومی و روابط دولتی زمانی برای استارتاپ ارزش استراتژیک پیدا میکنند که از انتشار خبر یا ایجاد ارتباط محدود فراتر بروند، و به مدیریت اعتبار، مسائل، مقررات و ذینفعان تبدیل شوند.
پژوهشهای جدید، میان دیدهشدن رسانهای و جذب سرمایه ارتباطی معنادار یافتهاند. گزارشهای سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی نیز فشار بیشتر مقررات روی شرکتهای کوچک و نقش دولت در تأمین مالی، نوآوری و خرید دولتی را نشان میدهند.
بنابر آنچه در این مقالهٔ بلاگ مکس خواندید، روابط دولتی و روابط عمومی استارتاپ بخشی از زیرساخت رشد پایدار کسبوکار هستند. نظر شما دراینباره چیست؟