بلاکچین، متاورس و NFT سه ضلع موج بعدیِ اینترنت معرفی میشدند؛ موجی که قرار بود مالکیت دیجیتال، هویت مجازی و اقتصادهای آنلاین را متحول کند. بخشی از آن وعدهها محقق نشد، اما فناوریها از بین نرفتند. اکنون با ظهور agentهای هوش مصنوعی، مسئلهای عمیقتر درحال شکلگیری است، و آن اینکه چگونه به نرمافزارها هویت، اختیار، پول، مالکیت و امکان تعامل اقتصادیِ مستقل بدهیم؟ در این مقالهٔ مکس به پاسخِ این پرسش و بعد هم نقش بلاکچین در استارتاپ میپردازیم.
وب۳ از روایت NFT فاصله گرفته است
اگر به سالهای اوج تب متاورس و NFTها برگردیم، تصویر آینده بسیار متفاوت بود. قرار بود کاربران وارد جهانهای مجازی شوند، آواتار داشته باشند، لباس و زمین دیجیتال بخرند، و داراییهایشان را از محیطی به محیط دیگر منتقل کنند.
در آن روایت، NFT تقریباً خودِ محصول بود. مثلاً یک تصویر، یک آیتم بازی یا یک قطعه زمین دیجیتال میتوانست به دارایی برای سرمایهگذاری تبدیل شود. بلاکچین هم مالکیت آن را تضمین میکرد.
اما بخشی بزرگ از این بازار به سفتهبازی وابسته بود. بسیاری از پروژهها قبل از آنکه مسئلهای واقعی را حل کنند، روی کمیابیِ دیجیتال، توکن و افزایش قیمت تمرکز کردند. نتیجه این شد که NFT در ذهن عموم با فایلهای JPEG گرانقیمت و بازارهای پُرنوسان گره خورد.
با همهٔ اینها نباید از این شکست نسبی نتیجه بگیریم که مفهوم مالکیت دیجیتال بهطور کلی شکست خورده است؛ بلکه جایگاه این فناوری در معماری اینترنت درحال تغییر است.
چهبسا NFT دیگر محصول نهایی نباشد. شاید بلاکچین آن چیزی نباشد که کاربر مستقیماً با آن مواجه شود. متاورس هم احتمالاً یک جهان مجازیِ واحد نخواهد بود.
در عوض، این فناوریها میتوانند به اجزای زیرساختیِ یک اقتصاد دیجیتال گستردهتر تبدیل شوند؛ اقتصادی که در آن انسانها و نرمافزارهای خودمختار میتوانند هویت، دارایی، اعتبار و قدرت خرید داشته باشند.
مسئلهٔ بزرگتر: وقتی نرمافزار اقتصادی میشود
هوش مصنوعی تا همین اواخر عمدتاً ابزار بود. از چتباتهایش سؤالی میپرسیدیم، متنی میخواستیم، یا کُدی تولید میکردیم. اما agentهای هوش مصنوعی چند مرحله جلوتر میروند.
این agentها میتوانند هدف دریافت کنند، برنامهریزی نمایند، ابزارهای مختلف را فراخوانی کنند، با سرویسهای خارجی ارتباط بگیرند، و بخشی از کار را بدون دخالت دائمی انسان انجام بدهند. این تغییر در ظاهر ساده است، اما پیامدهای اقتصادی بسیار بزرگی دارد.
فرض کنید به یک agent بگوییم «بهترین سرویس پردازش GPU را پیدا کن، قیمتها را مقایسه کن و مناسبترین گزینه را رزرو کن.»
آن agent باید بتواند نهفقط اطلاعات جمعآوری کند، بلکه در نهایت اقدام اقتصادی انجام بدهد. باید بتواند طرف معامله را بشناسد، اعتبارش را ارزیابی کند، مجوز انجام معامله داشته باشد، مبلغی مشخص را پرداخت کند و مدرکی از نتیجهٔ معامله تولید کند.
اینجا مسئله دیگر فقط هوش مصنوعی نیست، بلکه به زیرساخت اقتصادی برای موجودیتهای نرمافزاری تبدیل میشود.
پژوهشها و معماریهای جدید این حوزه نیز دقیقاً روی همین مجموعه مسائل متمرکز شدهاند، یعنی هویت، مجوز، پرداخت، اعتبار، اعتبارسنجی و پاسخگویی.
حتی ادبیات پژوهشی جدید، مفهوم agent-to-agent finance را برای توصیف معاملاتی به کار میبرد که در آنها agentها میتوانند یکدیگر را پیدا کنند، خدمات بخرند، پرداخت کنند و شواهدی قابل حسابرسی از فعالیتشان ایجاد نمایند.
چرا زیرساخت مالی فعلی برای Agentها ایدئال نیست؟
سیستم مالی سنتی اساساً برای انسانها و سازمانها ساخته شده است. مثلاً هم انسان و هم شرکت حساب بانکی دارند. در واقع هر دویشان فرایندهای حقوقی، هویتی و قراردادی مشخصی دارند.
اما agent چیست؟ نرمافزاری است که شاید فرد، شرکت یا حتی agentی دیگر ایجاد کرده است. اینجاست که باید مشخص باشد چه کسی آن را کنترل میکند، چه اختیاراتی دارد و تا کجا میتواند از طرف مالک خود اقدام کند.
این موضوع به مفهومی بسیار مهم منتهی میشود که خودمختاری محدودشده (bounded autonomy) است. قرار نیست به agent بگوییم «هر کاری خواستی انجام بده». قرار است بگوییم «میتوانی تصمیم بگیری، اما فقط در محدودهای که من تعیین کردهام.» این تفاوت از مهمترین اجزای معماری اقتصاد agentهاست.
حالا بلاکچین دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
اگر بلاکچین را صرفاً دفتر ثبت تراکنش بدانیم، بخش مهم داستان را از دست میدهیم. بلاکچین در سناریوی agentها، چند نقش متفاوت میتواند داشته باشد:
- هویت قابل اثبات
- ثبت مجوزها
- ثبت سابقه
- مالکیت داراییها
- پرداخت و تسویه
البته این بهمعنیِ آن نیست که هر agentی یا هر تراکنشی باید روی بلاکچین اجرا شود. اتفاقاً بهعقیدهٔ کارشناسان، بلاکچین نباید بهعنوان زیرساختی برای همهچیز معرفی شود. ارزش این فناوری زمانی بیشتر میشود که چند طرف مستقل نیاز به لایهای مشترک برای اعتماد، هماهنگی یا تسویه داشته باشند.
این نگاهی متفاوت نسبت به گذشته است. قبلاً میگفتیم «بلاکچین آیندهٔ اینترنت است.» اما در مدل واقعبینانهتر باید بگوییم «بلاکچین میتواند برای بخشهایی از اقتصاد اینترنت که نیازمند مالکیت قابل اثبات، تسویهٔ قابل برنامهریزی، و تعامل بدون اعتماد قبلی هستند، زیرساختی مناسب باشد.» این تفاوت از نظر تجاری بسیار مهم است.
هویت: اولین قطعه پازل، بلاکچین در استارتاپ
اگر قرار است agentها با یکدیگر معامله کنند، ابتدا باید بتوانند یکدیگر را شناسایی کنند. در دنیای انسانها، هویت و سابقه برای اعتماد اهمیت دارند. وقتی میخواهیم پیمانکار استخدام کنیم، رزومه، مدارک، سابقهٔ کاری و نظرات مشتریان قبلیاش را بررسی میکنیم.
حالا agentها هم به معادل دیجیتال همین سازوکار نیاز دارند. یکی از مهمترین استانداردهای جدید در این مسیر، معماریای است که برای agentها رجیستریهای هویت و ارزشگذاری در نظر میگیرد.
ایدهٔ اصلی این است که agent بتواند هویتی قابل حمل داشته باشد، سرویسهای ارائهشده را معرفی کند، و در گذر زمان، سابقهای از تعاملات و اعتبارسنجیهایش شکل بگیرد.
این اتفاق از یک جهت بسیار مهم است، و آن اینکه هویت agent دیگر الزاماً نباید به اپلیکیشنی خاص محدود باشد. هر agentی میتواند در محیطهای مختلف حضور داشته باشد، و همچنان هویت و سابقهٔ قابل اثباتش را حفظ نماید.
اما «ثبت هویت» با «اقتصاد agentها» فرق دارد. اینجا باید مراقب هیجان بیش از حد باشیم. وجود تعداد زیادی agent ثبتشده روی بلاکچین به این معنی نیست که اقتصاد agentها شکل گرفته است.
تحقیقات منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نشان میدهند که اکوسیستمهای اولیه agentهای مبتنی بر این استانداردها هنوز بیشتر در مرحلهٔ ثبت هویت هستند تا فعالیت اقتصادی عمیق.
اطلاعات خدمات، هویت واقعی، تعاملات بینزنجیرهای و شواهد عملیاتی هنوز بهصورت گسترده شکل نگرفتهاند. بخشی قابل توجه از فعالیت در دست تعداد محدودی از مشارکتکنندگان متمرکز است.
ولت دیگر فقط کیف پول نیست
اگر قرار است agent پول داشته باشد، پس ولت باید تغییر کند. کیفهای پول سنتیِ کریپتو برای کاربر انسانی طراحی شدهاند. کاربر کلید خصوصی دارد، تراکنش را امضا میکند، شبکه را انتخاب میکند، کارمزد میپردازد، و در صورت نیاز مجوز توکن صادر میکند. اما این مدل برای agent پیچیده و حتی خطرناک است.
هر agentی باید بتواند با سیاستهای دقیق کار کند. برای مثال:
- حداکثر روزانه ۱۰۰ دلار خرج کند.
- فقط با فروشندگان تأییدشده معامله کند.
- فقط از یک نوع دارایی برای پرداخت استفاده نماید.
- اجازهٔ انتقال داراییِ اصلی مالک را نداشته باشد.
- برای تراکنشهای بزرگتر نیازمند تأیید انسان باشد.
ولت در چنین مدلی دیگر صرفاً محل نگهداری دارایی نیست، بلکه تبدیل به لایهٔ کنترل اختیار میشود.
این دقیقاً همان مسیری است که در account abstraction و smart accounts دیده میشود. کیف پول میتواند قابل برنامهریزی باشد، و محدودیتها، تراکنشهای گروهی، پرداخت کارمزد توسط شخص یا سرویس دیگر، و سیاستهای مختلف را در سطح حساب اِعمال کند.
با همهٔ اینها، داشتن ولت شرط کافی نیست! در واقع agent باید بتواند پول جابهجا کند. اینجاست که استیبلکوینها اهمیت پیدا میکنند.
فرض کنید فلان agent برای استفاده از یک API باید ۰٫۰۰۲ دلار پرداخت کند. یا agentی دیگر برای پردازش درخواست، ۰٫۰۵ دلار به agent دیگری بدهد.
سیستمهای پرداخت سنتی برای چنین تعاملاتی ایدئال نیستند. اما داراییهای دیجیتالِ قابل برنامهریزی میتوانند امکان پرداختهای کوچک، سریع، ۲۴ساعته و بینمرزی را فراهم کنند.
وقتی پرداخت وارد پروتکل اینترنت میشود، بلاکچین در استارتاپ
یکی از جذابترین ایدههای جدید در این حوزه، استفاده از سازوکار HTTP 402 برای ایجاد پرداخت در سطح وب است. تصور کنید یک API به agent پاسخ payment required بدهد.
آن agent قیمت را دریافت میکند، پرداخت را انجام میدهد و سپس درخواست سرویس را ادامه میدهد. در این حالت، پرداخت دیگر مرحلهای جدا از تعامل با اینترنت نیست، بلکه بخشی از خودِ پروتکل تعامل است.
این مدل برای agentها بسیار طبیعیتر از فرایندی است که در آن انسان باید کارت بانکی وارد کند، صفحهٔ پرداخت را باز نماید، و تراکنش را تأیید کند.
اما نکتهٔ مهم اینکه پژوهشهای امنیتی جدید روی سازوکارهای پرداخت مبتنی بر HTTP 402 نشان دادهاند که وجود واسطههایی برای اعتبارسنجی و تسویه میتواند به نقطهٔ تمرکز و ریسک تبدیل شود. یعنی حتی معماریهای جدید پرداخت هم باید در برابر سوءاستفاده، سرقت دارایی، پرداختهای نادرست و اختلال مقاوم باشند.
تبدیل NFT از محصول به بنیادی زیرساختی
در آیندهای که پیشتر تصویر کردیم، NFTها از محصولی مصرفی به بنیادی زیرساختی تبدیل میشوند. یعنی چهبسا کاربر اصلاً نداند چیزی که در اختیار دارد NFT است!
مثلاً یک مدرک، بلیت، کارت عضویت، آیتم بازی، گواهی اصالت یا سند دیجیتال میتواند شناسهای منحصربهفرد و قابل انتقال داشته باشد.
در چنین مدلی، مسئلهٔ اصلی کاهش یا افزایش قیمت NFT نیست، بلکه رابطهٔ توکن مربوطه با یک حق، دارایی یا تجربهٔ واقعی است. این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد.
مالکیت دیجیتال به چه چیزی ارزش میدهد؟
توکنیزهکردنِ دارایی بهتنهایی ارزش ایجاد نمیکند. اگر فقط یک دارایی را روی بلاکچین ثبت کنیم، الزاماً بازار بهتری ایجاد نکردهایم.
ارزش زمانی ایجاد میشود که ثبت دیجیتال بتواند اقتصاد مالکیت را تغییر دهد؛ مثلاً provenance یا سابقه مالکیت را بهبود بدهد، حقوق استفاده و حقوق مالی را جدا کند، عضویت ایجاد نماید، یا اطلاعاتی تولید کند که برای خریدار بعدی ارزشمند باشد.
بنابراین فرمول سادهای مثل: Physical Asset + NFT = Value اشتباه است. فرمول بهتر این است:
Asset + Verifiable Record + Legal Rights + Useful Experience = Digital Ownership
بلاکچین در استارتاپ فقط یکی از اجزای این سیستم است.
متاورس: مرگ یک رویا یا تغییر تعریف؟
اگر متاورس را بهمعنای «جهان مجازیِ واحدی که همه در آن زندگی میکنند» تعریف کنیم، هنوز فاصلهٔ زیادی با آن داریم. اما شاید این تعریف از ابتدا بیش از حد محدود بود.
شاید متاورس بهجای یک محصول، یک لایهٔ تجربهٔ دیجیتال باشد. در این تعریف، بازی، شبکهٔ اجتماعی، خرید آنلاین، AR، VR، فضاهای اجتماعی و محیطهای تعاملی همگی بخشی از یک طیف هستند.
نشانههای این تغییر را میتوان در پلتفرمهایی دید که مرز میان کالای فیزیکی و دیجیتالی را کمکم از بین میبرند. برای نمونه، خرید محصولی فیزیکی به دریافت آیتمی دیجیتال منجر شود که تجربهٔ خرید، بازی و هویت دیجیتال را بههم متصل میکند.
در چنین مدلی، متاورس دیگر لزوماً دنیایی موازی نیست. متاورس میتواند مجموعهای از تجربههای متصل باشد که هویت و دارایی دیجیتال کاربر در آنها طی درجههای مختلف قابل حمل هستند.
دشوارترین قسمت ماجرای بلاکچین در استارتاپ: همکنشپذیری
اگر دارایی دیجیتال فقط روی پلتفرم قابل استفاده باشد، بخشی بزرگ از وعدهٔ مالکیت دیجیتال از بین میرود. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که دارایی و هویت در محیطهای مختلف استفاده شوند.
شبکههای بلاکچین متفاوت هستند و استانداردهایی مختلف دارند. قوانین مالکیت فکری یکسان نیستند، و بسیاری از داراییها هنوز به دادههای خارج از زنجیره وابسته هستند.
پس آیندهٔ وب۳ فقط مسئلهٔ بلاکچین نیست، بلکه مسئلهٔ استانداردها و همکنشپذیری (Interoperability) هم هست. حتی در اقتصاد agentها، اگر agent فقط در یک اکوسیستم شناخته شود، مفهوم هویت قابل حمل ناقص میماند.
اقتصاد واقعاً باز زمانی شکل میگیرد هر agentی بتواند در محیطهای مختلف هویت، قابلیت، سابقه و مجوزهایش را بهشکلی قابل اعتماد ارائه نماید.
اینجاست که همهٔ قطعات بحث به یکدیگر وصل میشوند، و AI agent به نقطهٔ اتصال همهچیز تبدیل خواهد شد.
تصور کنید کاربر هویتی دیجیتالی دارد. این هویت به ولت متصل است. آن ولت داراییها، پول و مجوزهای کاربر را کنترل میکند. سپس کاربر مورد نظر چند agent ایجاد میکند؛ یکی برای خرید، یکی برای مدیریت امور مالی و دیگری برای فعالیت در بازیها یا محیطهای دیجیتال.
در اینجا agentها در محدودهای اقدام میکنند که مالک تعیین کرده است. بلاکچین در چنین معماریای میتواند نقش لایهٔ ثبت و تسویه را داشته باشد؛ NFT میتواند بنیاد مالکیت باشد؛ استیبلکوین ابزار پرداخت میشود، و متاورس یا محیطهای مجازی جایی برای فعالیت داراییها و agentهای مذکور میشوند.
چنین تصویری از بلاکچین در استارتاپ با وب۳ سال ۲۰۲۱ خیلی تفاوت دارد. آن سالها، انسان در مرکز بود و توکن به او تعلق داشت. اما در مدل جدید، خودِ نرمافزار میتواند عامل اقتصادی باشد.
بزرگترین خطر نیز همینجاست. هرچه اختیار agent بیشتر شود، سطح ریسک هم افزایش مییابد. برای مثال، وقتی agent به ولت دسترسی دارد، یک خطای مدل، سرویس مخرب یا قرارداد هوشمند آسیبپذیر میتواند به خسارت مالیِ واقعی منجر شود.
امنیت agent با امنیت چتبات فرق دارد. اگر فلان چتبات پاسخی اشتباه بدهد، صرفاً اطلاعات نادرست تولید میکند. اما agentی که اختیار مالی دارد میتواند واقعاً پول جابهجا کند.
حالا نقش بلاکچین در استارتاپ چیست؟
اگر بخواهیم از این روند و نقش بلاکچین در استارتاپ برای یافتنِ فرصتهای کسبوکار استفاده کنیم، احتمالاً جذابترین فرصتها جایی هستند که چند لایه را به یکدیگر متصل میکنند.
استارتاپ میتواند روی هویت agentها یا ساخت ولتهای دارای خطمشی یا ایجاد هویت قابل اعتماد کار کند. سادهکردن پرداختهای agent-to-agent هم ایدهای دیگر است.
البته بازارهای سنتی هم میتوانند از این زیرساخت استفاده کنند. تصور کنید شرکتی در حوزهٔ لجستیک agentهایی داشته باشد که با agentهای شرکتهای دیگر مذاکره کند، قیمت بگیرد، رزرو میکند، و پرداخت نهایی را انجام بدهد.
در این سناریو، ارزش اصلی دیگر در خودِ آن توکن نیست، بلکه در اتوماسیون اقتصاد است. در اینجا، به نظر میرسد سه روایت متفاوت درحال همپوشانی هستند:
- اول، مالکیت دیجیتال است؛ یعنی اینکه داراییها و حقوق دیجیتال چگونه قابل اثبات، قابل انتقال و قابل برنامهریزی شوند.
- دوم، اقتصاد مبتنی بر agentهاست؛ یعنی نرمافزارها چگونه از ابزارهای منفعل به فعالان اقتصادی تبدیل شوند.
- سوم، غوطهوریِ اینترنتی است؛ یعنی اینکه تجربههای دیجیتال، بازی، AR، VR و محیطهای مجازی به بخشهای مختلف زندگی و تجارت متصل شوند.
بلاکچین میتواند در هرسهٔ این سناریوها حضور داشته باشد، اما نقش آن در هرکدام متفاوت است:
- در مالکیت دیجیتال، بیشتر مسئلهٔ ثبت و انتقال مطرح است.
- در اقتصاد مبتنی بر agentها مسئلهٔ هویت و مجوز اهمیت پیدا میکند.
- در غوطهوریِ اینترنتی هم مسئله داراییهای قابل حمل و هویت و اقتصادهای مجازی هستند.
این تفکیک کمک میکند دوباره همان اشتباه قدیمی را دربارهٔ بلاکچین در استارتاپ تکرار نکنیم؛ اینکه همهچیز را فقط به خاطر وجود کلمهٔ بلاکچین در آن، در یک دسته قرار بدهیم.
جمعبندی
آیندهٔ وب۳ احتمالاً نه با بازگشت NFTهای سفتهبازانه تعریف میشود و نه با ساخت متاورسی واحد. نقطهٔ عطف واقعی میتواند جایی باشد که هویت، مالکیت، پول و اختیار به نرمافزارهای خودمختار داده شود.
در این معماری، بلاکچین در استارتاپ زیرساختی برای اعتماد و تسویه، NFT ابزاری برای مالکیت و agent هوش مصنوعی فعالی اقتصادی خواهد بود.
اگر این اجزا بهدرستی بههم متصل شوند، اینترنت از شبکهای برای انسانها به اقتصادی برای انسانها و ماشینها تبدیل خواهد شد. نقش بلاکچین در استارتاپ هم دقیقاً همینجا نهفته است. نظر شما دراینباره چیست؟